احمد مجد الاسلام كرمانى
294
سفرنامه كلات ( فارسى )
فصل چهاردهم وقايع عمده متفرقه كه در زمان توقف ما در كلات واقع شده يكى از وقايع مهمه كه در ايام توقف ما در كلات اتفاق افتاد و قابل درج اين روزنامه است قصه جنگ ارخيكان است و شرح آن واقعه از اين قرار است كه يكروز نشسته بوديم غفلتا حسن خان رئيس مستحفظين كه ما را او از خراسان بكلات آوردند [ آورد ] وارد شد سه نفر سوار ديگر هم همراه او بودند بعد از تعارفات رسميه شرح مأموريت خود را اينطور اظهار داشت كه : [ اين دو نفر سوداگر هستند و كارشان اين است كه از شهر جنس بزازى و خرازى خريدارى نموده به اطراف كلات ميان ايلات مىبرند و با پول و پشم و روغن و كشك معاوضه مينمايند چند روز قبل در ميان محله « خيرانلو » چند نفر دزد اموال آنها را گرفته و بردهاند و آن اشخاص را هم به خوبى ميشناسند چرا كه مدتهاست راه عبور را بر كاروانان بستهاند و اين صفحات را گرفتار نهب و غارت